سلام محجبه

حجاب مصونیت است نه محدودیت

حجاب

مامان خوبم می دونم خیلی دوستم داری

دوست داری من رو خوشگل کنی و به همه نشونم بدی 

ولی مامانی یه کوچولو فکر کن من قراره یه انسان باشم! 

مامانی من عروسک نیستم که هرطوری لباس تنم کنی 

آرایشم کنی ، جلو همه برقصونیم ، بغل هرکسی قرارم بدی 

من رو با خودت آرایشگاه نبر ، تو به من حیا یاد بده ، پوشش 

داشتن رو یاد بده ، دفاع از خودم رو یاد بده ،کسانی که 

بی عفتی یادم بدن زیادن ،تو ...عروسک شدن واسه دل دیگران 

رو یادم نده ...خواهش می کنم به من فرصت انتخاب بده

خواهش میکنم مامان جون

هوای نینوا دارد حسین (ع)

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی

                    چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین 

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون

دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین 

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

استاد شهریار

برگرفته از وبلاگ یا سیدغریب

چادر

چادرم سند بندگی و عبودیتم را امضا می کند!

می گویند سیاهی ِ چادرم چشم را میزند! 


چشم آدم های حریص و هرزه را 

چشم را که هیچ ! 

خبرندارند تازگی ها دل را هم می زند! 

دل آدم های مریض و بیمار دل را! 

از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست! 

دست و پای بی بند و باری را می بندد!

فدای امام خامنه ای

عشق چهار حرفی

فداي صداقت اون بيسوادي كه وقتي ازش پرسيدند عشــــــــــق چند حرفه؟

گفت : چهار حرف ! همه بهش خنديدند...!

و اون آروم زير لب زمزمه ميكــرد حسيــــــــــــــن حسيـــــــــــــن ...

                                                                      

                                                                                   وبلاگ افسر جنگ نرم

آقا مهدی

بهمون گفت : " من تند تر میرم ، شما پشت سرم بیاین "

 تعجب کرده بودیم ، سابقه نداشت بیش تر از صد کیلومتر سرعت بگیرد !

غروب نشده رسیدیم گیلان غرب . جلوی مسجد ایستاد ماهم پشت سرش ،

نماز که خواندیم سریع آمدیم بیرون ، 

داشتیم تند تند پوتین هامان را می بستیم  که زود راه بیفتیم .

گفت : " کجا با این عجله ؟ می خواستیم به نماز برسیم که رسیدیم " .

خاطره ای از سردار شهید مهدی با کری


تبلیغ

سلام تصمیم گرفتم اگه از این به بعد با یه سایت یا وبلاگ ارزشی آشنا شدم ،

 آدرسشو برای شما بزارم تا هم شما با اون آشنا بشید و هم اینکه بتونم 

در راه فراگیر شدن سایت های ارزشی قدمی برداشته باشم .

امروز شما رو دعوت می کنم به سایت  دلپریزاد    delparizad.ir

این سایت در امر ترویج حجاب فعالیت داره

امام رضا (ع)

چشم مرا پیاله ی خون جگر کنید

هر وقت تر نبود به اجبار تر کنید

 

من کمتر از گدای شب جمعه نیستم

خانه به خانه دست مرا در به در کنید

 

بدکاره ها به نیمه نگاهی عوض شدند

مارا فضیل فرض کنید و نظر کنید

 

این تحبس الدعا شدن از مرگ بدتر است

فکری برای این نفس بی اثر کنید

 

باید برای سوختنم چاره ای کنم

این روزه روزه نیست برایم سپر کنید

 

العفو گفتنم که به جایی نمیرسد

ذکر حسین حسین مرا بیشتر کنید

 

در میزنیم و هیچ کسی وا نمیکند

پس زودتر امام رضا را خبر کنید


        علی اکبر  لطیفیان

پير جنگي

اسلام اي پير جنگي تار و تنبورت كجاست ؟

دار مي رويانم ز دل ، دار ، منصورت كجاست ؟

شمس مولانايي من جان ما را تازه كن

دست مارا آشنا با باده و پيمانه كن