صحرای بلا

مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اندو لا غیر...

صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.

ای دل چه می کنی، می مانی یا می روی؟!

داد از آن اختیاری که تو را از حسین (ع) جدا کند.
«شهید سید مرتضی آوینی»

25 توصیه مقام معظم رهبری به دانشجویان

1

شرح صدر سیاسی داشته باشید

2

با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشید

3

مراقب نگاه‌های سوسیالیستی و ماركسیستی باشید

4

ایده اقتصاد مقاومتی را تبیین كنید

5

جریان دانشجویی موضع انتقادی خودش را حفظ كند

6

اعلام نظر كارشناسی متفاوت با رهبری، مخالفت با رهبری به حساب نیاید

7

نیروی جوانی خود را كشف كنید

8

آرمانگرایی را در دانشگاه زنده نگه دارید

9

بدنبال قله‌های علمی باشید

10

محیط دانشگاه باید پاكیزه و معنوی باشد

11

آرمانگرایی را با پرخاشگری اشتباه نگیریم

12

در مسائل اجتماعی موضع‌گیری كنید

13

در تصمیم‌گیری‌ها مطالعه عالمانه داشته باشید

14

در تصمیمات مصلحتها را در نظر بگیرید

15

نظرات خود را به دستگاه‌ها ارائه كنید و موضع‌گیری كنید

16

از تصمیمات نسنجیده پرهیز كنید

17

    كانون‌های تصمیم و اقدام تشكیل دهید

18

از قول بدون علم بپرهیزید

19

مراقب رقابت بر سر پست و مقام باشید

20

سقف معرفت خود را سایتها و روزنامه‌ها قرار ندهید

21

با قرآن و نوشتجات شهید مطهری و دیگر فضلا، معرفت دینیتان را بالا ببرید

22

به اوضاع كشور نگاه مستفسرانه داشته‌باشید

23

نسبت به اوضاع كشور نقد مستمر و منصفانه داشته‌باشید

24

با تشكل‌های دانشجویی جهان اسلام ارتباط داشته باشید

25

    امید را  در خود زنده نگه دارید

تشییع شهید گمنام

سلام خواستم بدونید تا یک ساعت دیگه مراسم ملکوتی 

تشییع شهید گمنام رو داریم 

برا همتون دعا میکنم و از این آبرومند درگاه عشق شفاعتمون رو طلب می کنم .

شهید گمنام

تا چراغ از تو نگیرد دشمن

و خدای من و تو نیز بزرگ است علی

شعر زیبا- سید حمیدرضا برقعی- مداحی میثم مطیعی

از اینجا دانلود کنید

بست روی سر عمامه پیغمبر را
رفت تا بلکه پشیمان بکند لشکر را

من به مهمانی تان سوی شما آمده‌ام
یادتان نیست نوشتید بیا؟ آمده‌ام

ننوشتید بیا کوه فراهم کردیم؟
پشت تو لشکر انبوه فراهم کردیم

ننوشتید زمینها همه حاصلخیزنذ؟
باغهامان همه دور از نفس پاییزند

ننوشتید که ما در دلمان غم داریم؟
در فراوانی این فصل تو را کم داریم

ننوشتید که هستیم تو را چشم به راه؟
نامه نامه لک لبیک ابا عبدالله

حرف هاتان همه از ریشه و بُن و باطل بود
چشمه هاتان همگی از  ده بالا گِل بود

باز در آینه، کوفی صفتان رخ دادند
آیه‌ها را همه با هلهله پاسخ دادند

نیست از چهره آیینه کسی شرمنده
که شکم ها همه از مال حرام آکنده

بی‌گمان در صدف خالی‌شان درّی نیست
بین این لشکر وامانده دگر حرّی نیست

بی وفایی به رگ و ریشه آن مردم بود
قیمت یوسف زهرا دو سه مَن گندم بود

آی مردم پسر فاطمه یاری می‌خواست
فقط از آن همه یک پاسخ آری می‌خواست

چه بگویم به شما هست زبانم قاصر
دشت لبریز شد از جمله هل من ناصر

در سکوتی که همه مُلک عدم را برداشت
ناگهان کودک شش ماهه علم را برداشت

همه دیدند که در دشت هماوردی نیست
غیر آن کودک گهواره نشین مردی نیست

چون ابالفضل به ابروی خودش چین انداخت
خویش را از دل گهواره به پایین انداخت

خویش را از دل گهواره می اندازد ماه
تا نماند به زمین حرف اباعبدالله

آیه آیه رجز گریه تلاوت می کرد
با همان گریه خود غسل شهادت می کرد

گاه در معرکه آن کار دگر باید کرد
گریه برنده تر از تیغ عمل خواهد کرد

عمق این مرثیه را مشک و علم می دانند
داستان را همه اهل حرم می دانند

بعد عباس دگر آب سراب است سراب..
غیر آن اشک که در چشم رباب است رباب…

مرغِ در بین قفس این در و آن در می‌زد
هی از این خیمه به آن خیمه زنی سر می زد

آه بانو چه کسی حال تو را می فهمد؟
علی از فرط عطش سوخت، خدا می فهمد

می رسد ناله آن مادر عاشورایی
زیر لب زمزمه دارد: پسرم لالایی

کمی آرام که صحرا پر گرگ است علی
و خدای من تو نیز بزرگ است علی

کودک من به سلامت سفرت، آهسته
می‌روی زیر عبای پدرت آهسته

پسرم می روی آرام و پر از واهمه‌ام
بیشتر دل نگران پسر فاطمه ام

پسرم شادی این قوم فراهم نشود
تاری از موی حسین ابن علی کم نشود

تیر حس کردی اگر سوی پدر می‌آید
کار از دست تو از حلق تو بر می‌آید

خطری بود اگر، چاره خودت پیدا کن
قد بکش حنجره‌ات را سپر بابا کن

درعقب قافله

دیده در حسرت دیدار شما مانده هنوز

و به امید نگاهت دل ما مانده هنوز

بوسه یک روز به خاک قدمت خواهم زد

لب به امید همان بوسه به پا مانده هنوز

فقرا پیش کریمان که معطل نشوند!

منتظر برسر راه تو گدا مانده هنوز

در نبودت ز دلم صدق و صفا کم کم رفت

مِهرت اما به دلم، شکر خدا مانده هنوز

می شود دیدن روی تو نصیبم، یا نه؟

دل من بِین همین خوف و رجاء مانده هنوز

به همان ناله ی بین در و دیوار قسم

مادرت چشم به راهت به خدا مانده هنوز

دلتان خون شده، اما چه کنم، مجبورم!

دختری در عقب قافله جا مانده هنوز

هر چه که خواسته ام، داده ای آقا، اما

با شما یک سفر کرب و بلا مانده هنوز

"سید مجتبی شجاع"

اللهم عجل لولیک الفرج

قرآن

آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید

 شیطان دچار درد شدید در سر میشود

و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند

و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود

و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود

و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید 

دوباره به این پیام را به دیگران ارسال کنید

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند

فریب شیطان را نخور

پس این حق را دارید که این پست رو کپی کنید 

و توی وب هاتون بذارید

-از وبلاگ یه دوست و به سفارش اون-

کربلا

مرا از پیش خود آقا مکن دک

که کردم نام زیبایت به دل حک

دعا کن تا بقیع را هم بسازیم

حسین جانم "ضریح نو مبارک"

16 آذر

دانشجو یعنی تلاش، امید، آینده

روز دانشجو روز فکر های خلاق و قلم های تیز و

 اندیشه های نو، روز تو، روز دانشجو مبارک باد

سید علی

عشق فقط یک کلام

سید علی والسلام

دلم هوای تو کرده

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

با روضه حسین نفس تازه می کنم

ولی امر

اهل کوفه نبودن یعنی اینکه بدانیم ،

تا حسین نیامده ولی امر مسلم است "

شانه به شانه

به حرف آمدی و جاودانه‌ات کردند یگانه هجله نشین میانه‌ات کردند

سرت به بستن این بند کفش بند نشد شتاب کردی و شوق یگانه‌ات کردند

 تمام دشت ز عمامه‌ی تو ترسیدند سپس به شکل حسن‌ها روانه‌ات کردند

تو سوره بودی و تسبیح دست من بودی هجا هجا شدی و دانه دانه‌ات کردند

 به روی پیکر تو پای هر کسی وا شد زره نداشتنت را بهانه‌ات کردند

به جرم گفتن «احلی من العسل» قاسم شبیه موم عسل خانه خانه‌ات کردند

 چقدر بوسه گرفتتند از قد و بالات فرشته‌ها همه چون آستانه‌ات کردند

 چقدر فاصله در بند بندت افتاده که با عموی تو شانه به شانه‌ات کردند