چهل روز گذشت

کاروان می آید از شهر دمشق
برسرِ خاکِ شهِ سلطان عشق
کاروان با خود رباب آورده است
بهر اصغر شیر وآب آورده است
کاروان آمد ولی اکبرنداشت
ام لیلا شبه پیغمبر نداشت
کاروان آمد ولی شاهی نبود
بربنی هاشم دگر ماهی نبود ...
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:1 توسط سنگ صبور
|
-----------------------------------------